خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارمبه خوبان دیدنم خو شد، عجب خویی که من دارم
۲
اگر بر خاک می غلتم مرا دیباست با رویتتعالی الله، عجایب پشت و پهلویی که من دارم
۳
ز بندت چون جهم آخر که هر یک بند زلفت راگره بر بسته ام محکم به هر مویی که من دارم
۴
جفایت هر که را گویم همه کس روی تو بیندبه پیشت چون توان دیدن بدین رویی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۳