خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازمچنان مشغول او گشتم که با خود می نپردازم
۲
همه کس با بتی در خواب و من در کنج تنهاییچه باشد گر شبی پوشیده گردد دیده بازم
۳
غمت کشت و هنوز امشب ز اقبال خیال توامید زیستن باشد، اگر من دل بیندازم
۴
سر خود گیر و رو، ای جان دل برداشته، از منکه من مرغ گرفتارم میسر نیست پروازم
صفحهٔ ۱ از ۳