خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن همکمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم
۲
به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتیشدم رسوا من تر دامن و صد چاک دامن هم
۳
تو ناوک می زنی بر جان و جان من همی گویدکه چشم بد جدا زان ناوک و زان ناوک افگن هم
۴
نهادم هر چه بود از سر، سری مانده مرا بر تنچو بار سر سبک کردی، سبک کن بار گردن هم
صفحهٔ ۱ از ۴