شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانمبه بوسه از لب شیرین تو انصاف بستانم
۲
مرا تا داده ای رخصت که گه گه می گذر در رهچنانم کشتی از شادی که ره رفتن نمی دانم
۳
میسر نیست کز زلف تو سوی خود کشم موییاگر چه روزگاری شد که در دنباله آنم
۴
مسلمان نیستم، گر نیست زلفت کافر مطلقکه کافر می کند آن را که می گوید مسلمانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth