خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایمرها کن کز کف پای تو زنگ دیده بزدایم
۲
به پات ار دیده سایم، زنده گردم، لیک کشت آنمکز این خون غم آلوده چگونه پات آلایم
۳
ز خون دیده خود شرمسارم پیش تو، کز ویهمه یاقوت قلب این نثار آن چنانم پایم
۴
جهانی نرخ یک نظاره کردی در جمال خوددو عالم گر بود دستم، برین بالا بیفزایم
صفحهٔ ۱ از ۳