شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارمز اندیشه دلم خون شد تا چند نهان دارم
۲
گر سر ننهم پیشت، خاکی بنهی بر سرمن سرمه کنم آن را، در دیده جان دارم
۳
از تو نگرانیها افتاد مرا در دلتا چند به روی تو دیده نگران دارم
۴
بی خواب کنی چشمم، تو دیده آن داریچون باز کنم پیشت، من زهره آن دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth