خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویمسر تا به قدم جانی، کفر است که تن گویم
۲
آن میم دهان داند از ابروی چون نونشنی نی که غلط گفتم، من دانم و من گویم
۳
هی هی سخن کفرست آن موی رسن گفتنببریده زبان بادم، گر بیش رسن گویم
۴
زلفی که ازو آید بویی چو دم عیسیبس فکر خطا باشد گر مشک ختن گویم
صفحهٔ ۱ از ۲