خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشمیا پس زانوی خرد پای قرار در کشم
۲
دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشددامن به چند جا از سر خار در کشم
۳
شاهسوار من کجا، تنگ قبای کج کله؟تاش درون چشم خود اسپ سوار در کشم
۴
عمر من است بار ننگ، هیچ وفا نمی کندعمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم
صفحهٔ ۱ از ۳