شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ملکت عشق ملک شد از کرم الهیمپشت من و پلاس غم اینست قبای شاهیم
۲
قاضی شهرم ار کشد، بهر وطن روا بودخاصه که آب دیدگان داد به خون گواهیم
۳
شد سیهم ز عشق رو، گریه در او از آن کنمگریه چه سود، چون ز رخ شسته نشد سیاهیم
۴
چند به ناز خفتنت، وه که مباد ناگهانشعله به دامنت زند ناله صبحگاهیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth