شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایمباده نوشان زان لب لعل شکروش بوده ایم
۲
روی او خوش خوش همی دیدیم و می دادیم جانجان فدای آن دمی کز روی او خوش بوده ایم
۳
قامت او تیر و قد او کمان هر دو بهمالغرض زان شست زلفش در کشاکش بوده ایم
۴
دی به پای من زره ببریده و من ساختهما به دیده زیر پایش نقش مفرش بوده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth