خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گلی ندهی ز باغ خود به خاری هم خوشیمور کناری و لبی ندهی به باری هم خوشیم
۲
گر چه هر شب جز جگرخواری بفرماید خیالباری اندر ملک این سلطان به کاری هم خوشیم
۳
چون عنان دولتت نه حد دست آویز ماستدر گذرگاه سمندت با غباری هم خوشیم
۴
باده وصلت گوارا باد هر کس را کنونما قدح ناخورده با رنج خماری هم خوشیم
صفحهٔ ۱ از ۳