خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیمور درون دل درون آید سبودانش کنیم
۲
در دل ما گر عمارت خانه ای کرده ست غمباده رانیم و به سیل تند ویرانش کنیم
۳
آدمی گر می خورد سر تا قدم گوهر شودما همه از می گهر سازیم و غلتانش کنیم
۴
زهره گر در بزم ما یک جو بجنباند خرکگاوش از گردون فرو آریم و قربانش کنیم
صفحهٔ ۱ از ۳