شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نی مجال آن که او را از دل خود برکشمنی دل خالی که در دل دلبری دیگر کشم
۲
دیده را گر حق آن نبود که دید او روی تومن ز خونهایی کزو خوردم ز چشمش برکشم
۳
گر نترسم زان که در خونابه ماند یار منبرکشم دیده به جای دیده او را در کشم
۴
در رهی، کو رفت، این سر تا نگردد خاک رههم به خاک راه او زان خاک راهش برکشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth