شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتمگه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
۲
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی رومآن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
۳
چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازیندل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم
۴
روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خونمن که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth