خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدمپهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم
۲
دور دور از آفتاب روی او می سوختمگشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم
۳
وصل او از بس که باد شادی اندر من دمیدمن نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم
۴
شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراقرفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم
صفحهٔ ۱ از ۲