شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که دور از دوستان وز یار دور افتاده اممرغ نالانم که از گلزار دور افتاده ام
۲
چون زیم کز دل دهندم خلق و دلداری کنندمن که هم از دل هم از دلدار دور افتاده ام
۳
گر نخواهی یاری از جان و بمیرم در فراقحق به دست من بود کز یار دور افتاده ام
۴
پیش هر سنگی همی ریزم ز دل خونابه ایچون کنم چون کز در و دیوار دور افتاده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth