خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟به شب دراز هجران مگر از خدات جویم؟
۲
نه ای آن گلی که آرد سوی مات هیچ بادیز پی دل خود است این که من از صبات جویم
۳
سخنت به سرو گویم، خبرت ز باد پرسمتو درون دیده و دل، ز کسان چرات جویم؟
۴
به دل و دو دیده و جان همه جا نهفته هستیچو نبینم آشکارا، به کدام جات جویم؟
صفحهٔ ۱ از ۳