خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تو نعمت است و راحت لب شکرین و رو همبه من آفت است و فتنه دل پر بلا و خو هم
۲
همه عشق و آرزویی، غلطم که در لطافتشده بی قرار و مجنون ز تو عشق و آرزو هم
۳
نه فقیه گر فرشته چو تو گر حریف یابدننهد ز کف پیاله، ببرد سر سبو هم
۴
تو که خون خلق ریزی، چه غمت از آن که هر دمرود آب دیده ما ز غم تو آبرو هم
صفحهٔ ۱ از ۲