خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن است که ما رو به خرابات نهیمچند بر زرق و ریا نام مناجات نهیم
۲
گر فروشیم مصلا ز پی می، به ازآنکرخت تزویر به بازار مکافات نهیم
۳
مست گر، پای بلغزد، چو در آن ثابت استدیده بر پاش به صد عذر و مراعات نهیم
۴
دیده داریم و دل و جان و تن از عشق خراببر خرابی دو سه در وجه خرابات نهیم
صفحهٔ ۱ از ۲