خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفسی برون ندادم که حدیث دل نگفتمسخنی نگفتم از تو که ز دیده در نسفتم
۲
چه کنون نهفته گریم که شدم ز عشق رسواکه به روی آبم آمد، غم دل که می نهفتم
۳
من از آن گهی که دیدم به دو چشم خوابناکتبه دو چشم خوابناکت که اگر شبی بخفتم!
۴
همه خلق خواند مجنون ز پی توام که هر دمبه صبا پیام دادم، به پرنده راز گفتم
صفحهٔ ۱ از ۲