خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو امید ندارم که زمانی بزیمسهل آنست که تا چند به جانی بزیم
۲
رخصت زیستنم نیست ز چشم تو، ولیگر دهد غمزه شوخ تو امانی، بزیم
۳
چو دهان تو یقین نیست، رها کن بازیچند گاهی که توانم به گمانی بزیم
۴
دست ده بر دهن خویش به بوسی تو مرامگر از لطف تو دستی به دهانی بزیم
صفحهٔ ۱ از ۲