شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده‌امروی بنمای که پیشت به نیاز آمده‌ام
۲
به سر زلف درازت کششی داشتمیزان کشش به شب‌های دراز آمده‌ام
۳
از تو رفتم، چه کنم صبر چو نتوانستماینک آشفته و عاجز شده باز آمده‌ام
۴
گر در ابروی تو بینم من مدهوش، مرنجچه کنم، مست به محراب نماز آمده‌ام؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth