خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من و گنج غم و در سینه همان سیم تنمچه کنم؟ دل نگشاید به بهار و چمنم
۲
چون دلم زمزمه شوق برآرد هر صبحاز سر حال به رقص آیم و چرخی بزنم
۳
عاشقیم که گر آواز دهی جان مرادوست از سینه ام آواز برآرد که منم
۴
بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفتبوی یوسف زند، ار باز کنی پیرهنم
صفحهٔ ۱ از ۳