خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم آن روز که من آن رخ زیبا بینماو کند ناز و من از دور تماشا بینم
۲
دوش مه دیدم و گفتم که ترا می ماندزهره ام نیست ازین شرم که بالا بینم
۳
لشکر جانش که پیراهن دلها گوییبس منش خواهم از اغیار که تنها بینم
۴
دل من گاه خرامیدنش از دست برفتهر کجا پای نهاده ست من آنجا بینم
صفحهٔ ۱ از ۳