شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارمبلبلم، این همه افغان ز بهاری دارم
۲
نازنینی ست که بهرش دل و دین می بازمخوبرویی ست که با او سرو کاری دارم
۳
مست دلدارم اگر می نبود، ورنه از آنکساقی سر و قدی لاله عذاری دارم
۴
هر که پرسید که «تو دل سوی فلانی داری »؟هیچ منکر نشوم، گویمش «آری دارم »
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth