خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چه از عقل و دیده و جان برخیزمحاش لله که ز سودای فلان برخیزم
۲
یک زمان پیش من، ای جان و جهانم، بنشینتا بدان خوشدلی از جان و جهان برخیزم
۳
گفتیم یا ز من و یا ز سر جان برخیزاز تو نتوانم، لیک از سر جان برخیزم
۴
از پس مرگ اگر بر سر خاکم گذریبانگ پایت شنوم، نعره زنان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۳