خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل آواره به جایی ست که من می دانمجان گرفتار هوایی ست که من می دانم
۲
بوی خون دل و مشک سر زلفیم رسیدمگر این باد زجایی ست که من می دانم؟
۳
سبزه بر خاک شهیدانش، دلا، خوار مبینزان که مهر گیایی ست که من می دانم
۴
چشم و زلف و رخت، ار چه همه عشاق کش اندلیکن این شکل بلایی ست که من می دانم
صفحهٔ ۱ از ۲