خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس بدین روز مبادا که من بد روزمکس بدین گونه مسوزاد که من می سوزم
۲
دین نمانده ست که تا نامه عصمت خوانمدل نمانده ست که تا تخته صبر آموزم
۳
شبی بسی رفته به بیداری و آن بخت نبودکه دمد صبح مرادی ز رخت یک روزم
۴
آخر، ای چشمه خورشید، یکی رو بنمایچند گه تا به سحر همچو چراغ افروزم
صفحهٔ ۱ از ۲