شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دو زلف تو شکن وام کنموز برای دل خود دام کنم
۲
از پی آنکه به رویت نرسدچشم بد را به سخن رام کنم
۳
تا تو ننمایی رو، گیرم زلفتا رخت چاشت کند، شام کنم
۴
چشم از زلف سیاه تو کشمگله از محنت ایام کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth