خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر بهار باران، وین چشم خونفشان همبلبل به باغ نالان، عاشق به صد فغان هم
۲
صحرا و بوستان خوش، وین جان زار ماندهناسایدی به صحرا، در باغ و بوستان هم
۳
باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشددر شهر بی تو نتوان، والله که در جهان هم
۴
نامم نشانه ای شد در تهمت ملامتای کاشکی نبودی نام من و نشان هم
صفحهٔ ۱ از ۳