خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاری چو برنیاید از آه صبح خیزمتا چند هر زمانی با بخت بر ستیزم
۲
از عزت در تو خواهم کشم به دیدهخاک درت که از وی خاشاک و خس نبیزم
۳
در آرزوی خوابم کت گه گهی ببینممیرم چنان که هرگز تا حشر برنخیزم
۴
از تیغ جور، جانا، گر خون من بریزیمهرت ز دل نریزم، گر بر زمین بریزم
صفحهٔ ۱ از ۲