خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزمگه در فسون نشینم، گه در دعا گریزم
۲
بوی کشندهٔ او خود همره صبا شدخلق از سموم وادی، من از صبا گریزم
۳
شمشیر بر کشیده عشق و مرا در آن کویپای خرد شکسته چون از بلا گریزم
۴
هر جانور که باشد بگریزد از بلاییمن خود بلای خویشم، از خود کجا گریزم؟
صفحهٔ ۱ از ۲