خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب فتاده بر در تو خاک در خورمیک شب مگر ز بام تو سنگی دگر خورم
۲
جایی که تو کمان کشی، ای نخل فتنه بارپیکان آب داده چو خرمای تر خورم
۳
روزی که بینمت ز پی دیدن دگرشب تا به روز حسرت روز دگر خورم
۴
گر تو خوشی که برگ مرادی نباشدماز شاخ عمر خویش مبادا که برخورم
صفحهٔ ۱ از ۲