خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخاب حسرت است هر آبی که من خورمخونابه دل است شرابی که من خورم
۲
از خوردن جگر جگر من کباب شدنبود سزای خورد کبابی که من خورم
۳
هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگرتیغ است بی تو قطره آبی که من خورم
۴
از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیستطوفان آفت این می نابی که من خورم
صفحهٔ ۱ از ۲