شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمم بکشت که از یار مانده‌ام، چه کنم؟به دست هجر گرفتار مانده‌ام، چه کنم؟
۲
نماند طاقت زاری و ناله‌ام، آن شوخنمی‌رود ز دل زار، مانده‌ام، چه کنم؟
۳
برون دهم غم هجران و باورم نکنداسیر صحبت اغیار مانده‌ام، چه کنم؟
۴
شدم ز یار و ز خویش و ز جان و دل بیزارکه هم ز خویش و هم از یار مانده‌ام، چه کنم؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth