خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتمهمه حکایت آن طره دو تا گفتم
۲
گرت هوای می است و شرابخواره منبیا که خون دل و دیده را صلا گفتم
۳
به شهر در دف رسواییم بزد همه خلقکجا به پیش تو دیوانه ماجرا گفتم
۴
هنوز باز نمی آید این دل بی شرمتبارک الله تا من بدو چها گفتم
صفحهٔ ۱ از ۳