شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبودی آن که منت دلنواز می گفتمچرا ز ساده دلی با تو راز می گفتم؟
۲
همه حکایت ناز تو گفتمی، زین پیشکنون بلای من است آن که ناز می گفتم
۳
دلا، بسوختی و تلخ می نمود ترامن ار ز پند حدیثیت باز می گفتم
۴
خوش آن شبی که به روی تو باده می خوردمبه آب دیده همه شب نیاز می گفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth