شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه شب از تو به دیوار خانه غم گویمفسانه گویم و با چشم پر زنم گویم
۲
چو غنچه گشت دلم خون و قصه تو ز رشکدلم نخواست که با باد صبحدم گویم
۳
تو خود یقینست که خوش گردی از غمم، لیکنکجاست دولت آنم که با تو غم گویم؟
۴
خوش آن شبی که تو در خواب ناز باشی و مننیاز خویش بدان زلف خم به خم گویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth