خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که بی به تو صد گونه داغ می سوزمتو لابه دانی و من لاغ لاغ می سوزم
۲
فراغ وصل ندارم ز مفلسی، هر چندچو مفلسان ز برای فراغ می سوزم
۳
شب سیاه مرا نیست روشنی، هر چندکه شام تا به سحر چون چراغ می سوزم
۴
مرا به داغ سگی سوختی و درد نکردسگم نخواندی، از این درد و داغ می سوزم
صفحهٔ ۱ از ۲