خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین که غمزه خوبان نشست در کینممدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
۲
حلال باد چو می خون من بر آن ساقیکه غرقه کرد به یک جرعه تقوی و دینم
۳
چنان اسیر بتم کم ز قبله نیست خبرز من حکایت بطحا مپرس کز چینم
۴
گذشت عمر و عمارت نمی پذیرد، از آنکخراب کرده نظاره نخستینم
صفحهٔ ۱ از ۳