خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندمنه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم
۲
اگر به تیغ ببرند بند بند مراتو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم
۳
چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تستکه باز رست به دل هر پیش که برکندم
۴
هزار کوه غم ار بر دلم نهی، بکشمغبار خنگ تو بر دامن تو بربندم
صفحهٔ ۱ از ۲