شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دیدنت که من خو گرفته می آیمبکش به غمزه که بر خویش می نبخشایم
۲
چو بهر دیدن روی خودم بخواهی کشتبه خشم روی نتابی، گرت به خواب آیم
۳
شبی به خواب نیاسوده ام، بیا که مگرز دولت تو به خواب اجل نیاسایم
۴
گریست دیده بسی خون ز رشک حسرت، از آنکشبی به کوی تو خاری خلید در پایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth