شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارمکزان نظر به سوی دیگری به بار آرم
۲
چه وقت بود که افتاد به تو آم سر و کارکه کار سر شد و در سر نمی شود کارم
۳
کجا روم، چه کنم کز تو هر کجا که رومکمند گیسوی تو می کند گرفتارم
۴
کنون که پیش رخت همچو زلف می پیچمفرو گذاشت مکن این چنین به یک بارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth