خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان من از غمت چنان شده امکه ز غمخوارگی به جان شده ام
۲
غم جان بود پیش از این و کنونبکشم خویش را، بر آن شده ام
۳
تا تو مهمان من شوی، خود رااز اجل یک شبی ضمان شده ام
۴
پندت، ای نیک خواه، می شنوممن که خود پند مردمان شده ام
صفحهٔ ۱ از ۲