خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از دست دل دوش دیوانه بودمهمه شب در افسون و افسانه بودم
۲
غمش بود و من گم شدم در دل خودکه همراه غولی به ویرانه بودم
۳
ز دل شعله شوق می زد به یادشبر آن شعله شوق پروانه بودم
۴
به مسجد رود صبح هر کس به مذهبمن نامسلمان به بتخانه بودم
صفحهٔ ۱ از ۲