شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۵۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وصیت می کنم، گر بشنود ابرو کمان منپس از مردن نشان تیر سازد استخوان من
۲
زبان اوست ترکی گوی و من ترکی نمی دانمچه خوش بودی، اگر بودی زبانش در دهان من
۳
به شکر نسبت لعل لب جان پرورش کردمبرون کن از پس سر، گر غلط کردم، زبان من
۴
اگر با ما سخن گویی ز روی مرحمت، می گومنم فرهاد سرگردان، تویی شیرین زبان من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth