خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست اینخورشید چنان زلفی در تاب ندیده ست این
۲
دو چشم چو بادامت در خواب بود دایمبادام چنان چشمی در خواب ندیده ست این
۳
محراب دو ابرویت طاق است درین عالمطاقی که چنان هرگز محراب ندیده ست این
۴
بویی که دهد زلفت گلزار کجا دارد؟خونی که خورد لعلت عناب ندیده ست این
صفحهٔ ۱ از ۲