خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آن رویی که نتوان می گرفتنترش بر روی ما تا کی گرفتن
۲
حلالش باد خونم آن چنان، کوستجفایت چون توان بر وی گرفتن
۳
صبا بستان کباب نیم سوزمبه دستش ده به جای می گرفتن
۴
کجا افتاده ای، زاهد، ز ما دور؟نشاید مفلسان را پی گرفتن
صفحهٔ ۱ از ۲