خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه بی یادت برآید یک دم از مننه بی رویت جدا گردد غم از من
۲
بزن بر جانم آن زخمی که دانیبه شرط آن که گویی «مرهم از من »
۳
دلم را خون تو می ریزی و ترسمکه خواهی خون بهای دل هم از من
۴
مرا از هر که دیدی پیش کشتیمگر کس را نمی بینی کم از من
صفحهٔ ۱ از ۲