خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز اندازه بگذشت آرزو، طاقت ندارم بیش از ایندیدم که هجران چون بود، دیگر نیارم بیش از این
۲
دل تشنه دیدار تو، جان میهمان یک نفسای آشنا، از در مران، بیگانه وارم بیش از این
۳
بگذار بوسم پای تو، بس از جهان محنت برمهم، جان تو، کاندر جهان کاری ندارم بیش از این
۴
آزرده دیرینه را یک غمزه زن کان به شودمرهم نمی خواهد ز تو جان فگارم بیش از این
صفحهٔ ۱ از ۲